پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر


شنبه ۱٩ شهریور ،۱۳٩٠

سبا می نویسد...

کلمات کلیدی :

سلاااااام به همه ی دوستای عزیزمون که همیشه ما رو با نظرات محبت آمیزشون خیلی خوشحال میکنن

دوس داشتیم زودتر آپ کنیم اما فرصت نشد.

خبر خوب اینه که مدرسمون داره اسباب کشی میکنه. مدرسه ی قبلیمون توی یه خونه بود، کوچیک بود و دیگه خلاصه باهاش سر کردیم تا مدرسه ی جدیدمون ساخته بشه.

الان یه مجتمع آموزشی ساختن که دیگه از امسال، ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان یه جا هستن.

خیلی خوشکله مدرسمون، تا حالا تجربه نکردیم بریم تو یه مدرسه ی نوساز، اتاق مخصوص استراحت معلم ها، اتاق مطالعه، کلاس های بزررررگ،پارک،آلاچیق...واااااای چقدر دارم ندید بدید بازی در میارم!!!!!

این روزها داریم کارهای مدرسمون و ثبت نام و خرید و دوختن مانتو شلوار و این چیزهارو انجام میدیم تا آمااااااده بشیم برای مسافرت!

ایشالا به امید خدا یه حال و هوایی عوض میکنیم و بعدش هم که به سلامت برگشتیم مدرسه ها شروع میشه. روزهای اول مهر رو دوس دارم چون خیابون ها یه حال و هوای خاصی دارن، مخصوصا مدارس ابتدایی، بعضی از دخترها که میخوان برن کلاس اول ابتدایی،محکم لباس مامانشونو گرفتن و یه جورایی انگار از مدرسه میترسن، این چیزهارو که میبینم یادم به اولین روزی میفته که خودم و سارا رفتیم مدرسه، جشن شکوفه ها بود. آخی یادش بخیر!! توی مدرسمون مهدکوک و آمادگی هم بود، داداشم که یک سال فقط از ما کوچیکتره هم تو مدرسمون بود، آخی چه دورانی بود. تغذیه هامون با هم میخوردیم.

 

داداشی:پرتقالتو خوردی؟(در حال خوردن ساندویچ)

سبا:نه هنوز(در حال خوردن ساندویچ)

داداشی:منم هنوز نخوردم، زنگ بعدی پرتقالتو بیار، منم میارم با هم بخوریمزبان

----------------

سال اول ابتدایی برای من از همه ی سالهای تحصیلی شیرین تره چون برای اولین بار قلم خوندن نوشتن یاد گرفتم. حروف الفبا حفظ کردم. وقتی میخواستم یه کلمه رو یه جایی بخونم کلی ذوق میکردم.....

----------------

راستی یادم اومد یه خبر دیگه هم دارم: 

نمیدونم چی شده که اینجا همه ی دخترا جمع شدن تو مدارس دولتی و استقبال از مدارس غیردولتی خیلی کم شده. اونوقت اونا تو مدرسشون یه چیزی حدود 800-700 نفر دانش آموز دارن و ما هم تعداد دانش آموزامون به زور شاید 50 نفر هم نشن!!

مدرسه ی ما به این خووووبی خب چرا نمیاااان!!!!

البته اینجوری یه مزیت داره: اینکه ما رو کلی بازدید میبرن از همه جا. مثلا کارخانه لبنیات. چاپ خونه. بازدید از بیمارستان... و کلی جاهای دیگه. سال پیش کلی بازدید رفتیم.

تا الان که رشته ی ریاضی فقط 4نفر ثبت نام کردن. دونفرش که فقط من و سارا هستیم!!!  این دیگه آخر کلاس خصوصیه.

البته باید از مدیر خوبمون تشکر کنیم بخاطر این کار!!

خدا کنه که دیگه کسی هم ثبت نام نکنه. ما دیگه به این وضع عادت کردیمو حوصله ی شلوغی رو اصلا ن د ا ر ی م!

 با نظراتون ما رو خوشحال کنین. همتونو خیلی دوس داریم