پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر


یکشنبه ۳ مهر ،۱۳٩٠

اولین روز مدرسه

کلمات کلیدی :

امروز سوم مهر ماه، اولین روز از شروع سال تحصیلی ما بود. سال سوم ریاضی.

فکر میکردم امروز صبح باید به بدبختی از خواب بیدار بشم، ساعت رو کوک کرده بودم واسه 6 که یه وقت خواب نمونم. اما خوشبختانه خیلی سرحال خودم ساعت شش ربع کم بیدار شدم. مانتو شلوارمو تازه دیروز از خیاطی گرفته بودم و دیشب هم اتو زدم. صبح اول آماده شدم و بعد صبحانه خوردم. بعد هم مامان ما رو رسوند مدرسه، مدرسه به خونمون نزدیکه اما مامان بابا ترجیح میدن خودشون من و سارا رو برسونن البته به جز داداشی که خودش میره مدرسه.

وارد مدرسه که شدیم بهمون گفتن برید طبقه بالا. طبقه ی پایین ابتدایی ها بودن. وارد کلاس خودمون که شدم 3نفر نشسته بودن که جزء دانش آموزای جدید بودن. به هم سلام کردیم و با هم آشنا شدیم. اون 3نفر هم رشته ی ریاضی بودن. جمعا 5نفر رشته ی ریاضی بودیم.  فکر کنم با رشته های تجربی 15 نفری بشیم. 

خب زنگ اول که توی یکی از اتاق های بزرگ مدرسه صندلی زده بودن که رفتیم نشستیم اونجا و چندتا هم برنامه اجرا کردن دانش آموزها، و با کیک ازمون پذیرایی کردن. و خلاصه موقع رفتن به کلاس هامون قرآن رو بوسیدیم و به کلاس رفتیم.

معلم نداشتیم، یه کم با بچه ها آشنا شدیم و تعریف کردیم واسه هم و زنگ دوم رفتیم سالن ورزش اما چون کفشمون ورزشی نبود و لباس ورزشی همرامون نبود فقط یه کم نرمش کردیم و نشستیم با مربیمون تعریف و بگو و بخند کردیم. 

زنگ سوم هم کلاس هندسه داشتیم که معلممون مرد بود. یه کلاس بزررگ و با پنج تا دانش آموز دختر و یه معلم مرد، آدم دلش میگیره واقعا!!!!