عاشقانه ای برای خواهرم سبا!(تولد)

سبای عزیزم !ای وجود من!ای تویی که نامت هر لحظه قلب من خسته را به تپش وا می دارد!

تو از اول راه همراه من بودی از اول زندگیم از اولین باری که به شکل یه انسان در اومدم تو منو دیدی باهام بازی کردی .سبای دوست داشتنی من وقتی تو این دنیا به هیچکس اعتماد نداشتم حتی خودم تو شدی اعتماد من!وقتی یه جایی حرفام اشتباه بود تو بودی که به من یاد دادی که درست حرف بزنم.متانت و خانمیت همیشه زبانزد بوده و هست!منم که همیشه شیطون و پر جنب و جوش.گاهی تو آینه به خودم نگاه می کنم به ترکیب صورتم درسته هیچ شباهتی بهت ندارم اما همین که خواهرتم همین که کنارتم همین که دوسم داری برام یه دنیا کافیه.سبا تو نمی دونی چعه قدر دوست دارم وقتی خوابی و اون موهای لخت خوشگل بلوندت تو صورتت می ریزه به خودم می بالم که خواهر خوشگلی مثل تو دارم.سبا... وقتی می بینم خواهرم نمونست و رفتاراش خانمانه هست وقتی کنارتم تو خیابون و این حس امنیت بهم می دی می خوام داد بزنم و بگم سباااااا فرشته منه!

اما سبا می دونم خیلی باید بیشتر از اینا کنارت بودم بیشتر از اینا می خواستمت ....

سبای من کوتاهی خواهرتو می بخشی؟اینکه همیشه کنارت نبودم.اینکه با حرفام رنجوندمت اینکه ...

سبا تو بهترینی من چه جوری در قالب جملات تورو ستایش کنم؟مهربونیاتو؟از خود گذشتگی هاتو؟اینکه کنارم بود باهام یار بودی و من...سبا من تازه فهمیدمت تازه دارم حست می کنم تازه می خوام تا آخر پیشم باشی نمی دونم دیره یا ...

اما هیچ حسی مثل تو نیست وقتی ازم دفاع می کنی و وقتی حتی با اینکه خواهرتم نمی خوای زیر دینم باشی ... اینا توصیف فرشته ای که کنار منه وجود منه

16 سال گذشت... باورت می شه؟من که نه.دارم فکر می کنم الانم تنهات گذاشتم و دارم برات می نویسم امسال می خواییم با 16 سالگی خداحافظی کنیم و بریم به دنیای 17 ساله ها ! من امسال کاری جز نوشتن نمی تونم برات انجام بدم یه تولد وبلاگی برات می خوام بگیرم خیلیییی در برابرت ناقابله اما از خواهرت قبولش می کنی؟امیدوارم که قبول کنی می شناسمت که کی هستی حتی انتظار این کارم ازم نداری ... اما می خوام جبران کنم

( تولد من و سبا 15 آبان هست.اما من خواستم زودتر و پیشاپیش بهش تبریک بگم)

روز پاییزی میلاد تو در یادم هست             روز خاکستری سرد سفر یادت نیست

سالروز تولدت تسلیت می گم به فرشته های آسمون

چون 16سال پیش ازشون جدا شدی

اما تبریک می گم به خودم چون فرشته زمینی من شدی

سبا جونم تولدت مبارک!


      

خیلی خب حالا نوبت کیک :

 

سبا جونم با کلی ترس این پست نوشتم آخه از بس اومدی تو اتاق و رفتی دیگه هیچی

گلکم تولدت مباااااااااااااااارک

 

/ 39 نظر / 84 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ashkan

گوشه ای می نشینم و تک تک خاطراتم را رنگ آمیزی می کنم... خاطرات شیرین را سفید... خاطرات تلخ را سیاه... تابلوی خاطراتم... درست مثل آسمان شب می شود . . . [گل][گل][گل] سلام عزیز... آپم ... خوشحال میشم یه سر بهم بزنی... [گل][گل][گل]

ارین و مامانش

╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬═♥╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬سلااااااااااااااااام

مریم (مامان روشا)

سلام بچه ها کجایید نه آپ میکنید نه به ما سر میزنید نگرانتون شدم امیدوارم هر جا که هستین شاد و سلامت باشد دوستتون دارم[ماچ][گل]

مامان هامان

تولدتون مبارک[ماچ][ماچ][ماچ]چرا نیستین بیایین و بگین تولد چی کادو گرفتین[چشمک]

سارا(مامان سوگل)

سارا و سبای عزیزم امیدوارم سالهای سال سلامت و خوشبخت در کنار خانوادتون زندگی شادی داشته باشین.[گل][گل][ماچ][ماچ]

مامان محمدجان

سلام جشنتون مبارک ما که کیکو ندیدیم نوششششششششش جونتون[گل]

خاله جون

کادوی تولدتوووووووووووووووووووووون مبارک[هورا][هورا][هورا]

مامان ماهان

سلاااااااااااااااااااام چه کیک خوشگلی به به [هورا]

sina

جالب بود . دلمو واسه ابجی بزرگم که 10سال ازم بزرگتره تنگ کردید..............................................................